اهداف
  افزايش تعادل و تمركز
خلاقيت
تقويت مهارت هاي حركتي
تقويت حس همكاري و همدلي
ابراز خود

قبل از آغاز داستان ، دو جلسه روي فعاليت هاي تعادلي كار كرديم، با استفاده از چسب هاي كاغذي در كلاس بازي سازي كرديم و از بچه ها خواسته شد تصور كنند كه هر چسب كاغذي چه جايي است و چگونه بايد از آن عبور كنند و اگر نتوانند چه بايد بكنند. بعد از دو جلسه وارد داستان شديم. بچه ها در نقش كودكاني بودند كه از زندگي و بازي هاي روزمره ي خود و حضور بزرگترهايشان خسته شده بودند و آرزو كردند كه به سرزميني بروند كه فقط مخصوص بچه ها باشد و پر از خوراكي هاي خوشمزه و چيزهاي عجيب و غريب باشد. پرنده ي آرزوها كه از بالاي سرشان رد ميشد صدايشان را شنيد و گفت ميتواند آرزوي آنها را براورده كند ولي به دوشرط: در مسير به يكديگر كمك كنند و سختي هاي راه را تحمل كنند. سفر آنها اغاز شد و آنها بايد از دره اي عبور ميكردند كه هيولا ها در آن زندگي ميكردند، مسير مارپيچي كه بدون شعر خواندن نميتوانستند از آن عبور كنند، غاري كه بالاي سرش غولي قابلمه به دست نشسته بود، رودخانه اي پر از تمساح ، كوهستاني پر از يخ و ….(ايده ها همه ايده هاي بچه ها بود😊) بچه ها براي عبور از هركدام از اين مسيرها بايد راه حلي مي انديشيدند؛در طول مسير هم هيولايي آنها را تعقيب ميكرد كه مجبور ميشدند از ترس او پنهان شوند و يا خودشان را شبيه چيزهايي مثل درخت و گل و سنگ دربياورند كه هيولاي بدجنس آنها را پيدا نكند.سرانجام به سرزمين آرزوها رسيدند كه پر از خانه هاي شكلاتي و درختان آبنباتي و رودخانه ي شكلات و…( باز هم ايده هاي خود بچه ها😊) بود. بعد از يكماه دل بچه ها براي پدر و مادرهايشان تنگ شد و از پرنده ي آرزوها خواستند كه آنها را برگرداند، پرنده ي آرزوها در چشم به هم زدني آنها را برگرداند. پدر و مادر بچه ها از ديدن آنها خوشحال شدند ولي باور نميكردند كه براي آنها چه اتفاقاتي افتاده و به كجا رفته بودند. بچه ها تصميم گرفتند هر چه در سفرشان برايشان اتفاق افتاده براي والدينشان نقاشي كنند و به آنها نشان دهند. بچه ها در آخر فهميدند كه رسيدن به هر آرزويي بهايي دارد و بايد در راه رسيدن به آن تلاش كنند و اينكه در روزهاي سخت همكاري و همدلي به ما كمك ميكند كه به هدفمان برسيم

اين طرح درس حدود ٥ جلسه طول كشيد

آلبوم تصاویر